من به آن لحظه می اندیشم
که خاطرات
چه شیرین و چه تلخ
پیش از آنکه بافده شوند
شکافده میشوند
-------------------------------------
من به شوق بامدادی می گشایم چشم
که خورشید آن هربار
و برای همیشه
طلوع می کند
-------------------------------------
من پا به زمینی میگذارم که سایه ها
در آتش ِ ایستایی ِزمان
پشت سرم
می میرند
-------------------------------------
آنچه مرا شاد میکند با من
بی هیچ نسبتی
بدون آشنایی ِ قبلی
دست می دهد
و آنچه اشکم را میریزد
هیچ رقــــتی در خود
ضعفی یا ملالی
حس نمی کند
-------------------------------------
من قدم به باغی می نهم که گلهایش
عطر غریبی دارند
و طعم میوه هایش
نچشیدنی ست
-------------------------------------
من دوستانی خواهم داشت
که حسنشان حرف تازه است
زبان تازه
و کلامی دیگر
من حتی نمیدانم که دشمنانم را
دوس بدارم یا دشمن
و شاید این
تنها عیبشان باشد
-------------------------------------
من رویایی دارم که درآن
خواب دیدن معجزه است
و آگاهی
همان تقدیر
-------------------------------------
من دانه در خاکی میکارم که بذرها
هر روز جوانه میزنند و درختان
از روز ازل
درخت بودند
-------------------------------------
من بهشتی خواهم داشت که عشق
تنها ازان ِلحظه هاست
و نه آدمها و در آن
اسمها زود فراموش میشوند
-------------------------------------
من آن لحظه را که دمی است
حتی اگر که بگویی مرگ
برای لحظه ای هم که شده
باور کردم
چه شیرین و چه تلخ
پیش از آنکه بافده شوند
شکافده میشوند
-------------------------------------
من به شوق بامدادی می گشایم چشم
که خورشید آن هربار
و برای همیشه
طلوع می کند
-------------------------------------
من پا به زمینی میگذارم که سایه ها
در آتش ِ ایستایی ِزمان
پشت سرم
می میرند
-------------------------------------
آنچه مرا شاد میکند با من
بی هیچ نسبتی
بدون آشنایی ِ قبلی
دست می دهد
و آنچه اشکم را میریزد
هیچ رقــــتی در خود
ضعفی یا ملالی
حس نمی کند
-------------------------------------
من قدم به باغی می نهم که گلهایش
عطر غریبی دارند
و طعم میوه هایش
نچشیدنی ست
-------------------------------------
من دوستانی خواهم داشت
که حسنشان حرف تازه است
زبان تازه
و کلامی دیگر
من حتی نمیدانم که دشمنانم را
دوس بدارم یا دشمن
و شاید این
تنها عیبشان باشد
-------------------------------------
من رویایی دارم که درآن
خواب دیدن معجزه است
و آگاهی
همان تقدیر
-------------------------------------
من دانه در خاکی میکارم که بذرها
هر روز جوانه میزنند و درختان
از روز ازل
درخت بودند
-------------------------------------
من بهشتی خواهم داشت که عشق
تنها ازان ِلحظه هاست
و نه آدمها و در آن
اسمها زود فراموش میشوند
-------------------------------------
من آن لحظه را که دمی است
حتی اگر که بگویی مرگ
برای لحظه ای هم که شده
باور کردم
No comments:
Post a Comment